المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
320
مروج الذهب ( فارسى )
بروزگار خلافت عثمان بن عفان رضى إله عنه پادشاه روم مورق پسر هرقل بود پس از او در خلافت على بن ابى طالب رضى إله عنه و روزگار معاوية بن ابى سفيان مورق پسر مورق پادشاهى روم داشت آنگاه پس از او قلفط بن مورق در بقيه روزگار معاويه پادشاهى داشت و ميان او با معاويه مكاتبه و مصالحه بود و كسى كه در ميانه رفت و آمد داشت فناق رومى غلام معاويه بود . معاويه وقتى بجنگ على بن ابى طالب رضى إله عنه ميرفت با پدر قلفط مورق بن مورق صلح كرده بود و او معاويه را بپادشاهى بشارت داده و گفته بود كه مسلمانان بر قتل خليفه خود عثمان هم سخن ميشوند آنگاه پادشاهى بمعاويه ميرسد در آن هنگام معاويه از طرف عثمان حاكم شام بود و اين حكايتى دراز است كه در كتاب اوسط آوردهايم و گفتهايم كه از علم مغيبات است كه ملوك روم از اسلاف خويش به ارث مىبرند . پادشاهى قلفط پسر مورق در اواخر روزگار معاويه و روزگار يزيد بن معاويه و روزگار معاويه بن يزيد و روزگار مروان بن حكم و آغاز روزگار عبد الملك مروان بود . آنگاه لاون بن قلفط در روزگار عبد الملك بن مروان بپادشاهى رسيد و پادشاه بعد از او جيرون بن لاون بروزگار وليد بن عبد الملك و بروزگار سليما بن عبد الملك و خلافت عمر بن عبد العزيز بود آنگاه كار پادشاهى روم آشفته شد كه قضيه مسلمه بن عبد الملك رخ داد و مسلمانان به خشكى و دريا بجنگ ايشان برخاستند و روميان يكى از غير خاندان شاهى را كه اهل مرعش بود و جرجيس نام داشت پادشاه خود كردند و پادشاهيش نوزده سال بود و كار پادشاهى روم همچنان آشفته بود تا قسطنطنين بن اليون بروزگار خلافت ابو العباس سفاح و ابو جعفر منصور برادرش پادشاهى كرد آنگاه پس از او قسطنطنين بن اليوان پادشاه شد و چون سنش كم بود مادرش اريش شريك پادشاهى او شد و اين بروزگار هارون الرشيد بود آنگاه قسطنطنين بن اليون بمرد و چشمان مادرش را ميل كشيدند و حكايت آن دراز است پس از آن يعفور بن اسدراق بپادشاهى روم رسيد و ما بين او و رشيد نامهها رفت